محمد رضا واليزاده معجزى

209

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

خرم‌آباد نزد امير احمدى رفتند و جمعيت عشاير از سرخ‌دم به طرف زيردار رفتند ؛ بعد از دو روز امير اعظم و مير اسفنديار خان و كدخدا على جان زرين‌جويى هم به آنها در زيردار ملحق شدند و متفقا از زيردار به سرخ‌دم برگشتند . در سرخ‌دم « 1 » عده‌اى از طايفه مال اسد بيرانوند از جمعيت جدا شدند و اخبار رسيده بعدى حاكى از اين بود كه آنها چند آبادى دوردست را غارت كرده و اموال و احشام زيادى با خود برده‌اند . جمعيت از سرخ‌دم « 2 » به « باغ زرينى » رفته و بعد از مدتى توقف در آن‌جا ميرها با عده‌اى از بيرانوندها به عزم صيمره از جمعيت جدا شدند ؛ هراندازه امير اعظم اصرار كرد كه او را تنها نگذارند قبول نكرده راه را كج كرده به جاى صيمره به طرف آبادى آينه‌وندها ( كه در رودبار سكونت داشتند ) رفتند و با يك شبيخون ماهرانه اموال و احشام آنها را غارت كرده و با خود به صيمره بردند . بعد از تفرقه عشاير امير اعظم با جمع قليلى از خصيصين خود تنها ماند و چون توانايى جنگيدن با دولت را نداشت و از طرفى تأمين امير احمدى هم ضامن مصونيت او از هرگزند احتمالى از ناحيه لشكر بود ، به خرم‌آباد رفت كه شايد امير احمدى با سوابق دوستى و محبت خاصى كه با او داشت كارى برايش تهيه كند . در اين جريانات و تحولات اخير على رضا خان و يد اللّه خان و نصر اللّه خان بيرانوند در پشتكوه توقف داشتند . بيرانوندها و ميرهاى صيمره ( ميرزا محمد خان تيمورى و مير اسفنديار خان برادرش ) با مراد خان جودكى مدتى در صيمره مانده و بعد سيد روح الدين شاهرخى به اتفاق كدخدا امان اللّه به صيمره آمدند . سيد روح الدين شاهرخى براى آنها و عموم عشاير از امير احمدى تأمين آورده بود كه بدون خوف و بيم از قهر و نحط لشكر و دولت اسلحه را زمين گذارده و مشغول كشاورزى و زندگى خود باشند . بعد از مدتى يد اللّه خان از پشتكوه به صميره آمد و به اتفاق جمعيت عشاير كه در صميره بودند متوجه كره‌گاه شده به خانه كدخدا على شاه و كدخدا امان اللّه وارد شدند . امير اعظم كه در خرم‌آباد به اتفاق پيغمبرزاده مجددا تأمين از امير احمدى آوردند و ميرزا محمد خان تيمورى ، يد اللّه خان و كدخدا على جان به همراه پيغمبرزاده و امير اعظم به خرم‌آباد

--> ( 1 و 2 ) . اصل : دم‌سرخ .